سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

شهدای لسان الارض
قالب وبلاگ

 

پوستر میانمار

کاش عادتمان نشود که هر سال بخواهیم ماه رمضانمان را با شنیدن خبر وقوع فاجعه ای برای برای همکیشانمان اغاز کنیم پارسال حول و حوش همین روزها بود که خبر مرگ روزانه صدها کودک و زن و مرد سومالیایی بر اثر گرسنگی شدیدا ازارمان میداد شاید اگر پخش تیزر صدا و سیما دقیقا موقع افطار نبود و عنوان روزه های بی افطار کمی از اشتهایمان نمی کاست غذایی که از ظهر در تدارکش برای افطار بودیم که حسابی از شکممان بابت تحمل گرسنگی در شرایط سخت تابستان سپاسگزاری کنیم به راحتی از گلویمان پایین میرفت ، اما باز جای شکرش باقی بود که رسانه ی مثلا ملی مان به موقع یاد اوری میکرد دل خوش بودیم که با حداقل کمک مالی میوانیم به خواهران و برادرانمان کمک کنیم بار عذاب وجدانی که موقع خوردن افطاری بهمان دست میداد را کم کنیم اما امسال حکایت حکایت دیگری است حکایتی که حتی به زعم مسئولین صدا و سیماییمان حتی انقدر مهم نیست که تیتر یک اخبار باشد البته شاید حق یا انها باشد انگار این روزها قرار است خبری تیتر یک اخبارمان شود مبنی بر اینکه روزانه صد ها نفر ایرانی به دلیل نخوردن مرغ جان خود را از دست دادند هرچه باشد پوشش دادن خبر های داخلی بر خبر های خارجی ارجحیت دارد . چشمشان از فاجعه سومالی ترسیده ، هم نوع عزیزم در میانمار نگران نباش ما به هر نحوی که شده حمایتت میکنیم اما قبلش باید بروم داخل صف خرید مرغ که شنیده ام صفی طولانیست و کلی زمان میبرد تا به ابتدای صف برسیم تو اول برایم دعا بکن که دست من هم حداقل به یک از مرغ ها برسد تا بتوانم با انرژی مضاعف کمکتان کنم این روزها بهتر است حساب من و امثال من و حتی صدا سیمایم را که رورزی برای پوشش 24 ساعته جنگ 22 روزه غزه به ان افتخار میکردم و یا حتی به همان تیزر 30 ثانیه ای سومالی اش دل خوش بودم را از حساب رهبر فرزانه ام جدا کنی انگار این روزها او فقط درد شما را میفهمد گویی با اتش زدن بدن های شما در میانمار قلب او را هم به آتش کشیده اند که اینگونه با بغضی فرو خورده در باره ی میانمار حرف میزند اما ما حواسمان جای دیگر است نه از شنیدن ترور های ناجوان مردانه در سوریه ناراحت میشویم و نه پوشش ندادن خبر نسل کشی شما در میانمار برایمان عذاب وجدان ایجاد میکند و نه حتی شنیدن خبر تجاوز بی شرمانه به 5000 زن و دختر مسلمان میانماری رگ غیرتمان را جنب و جوش وادار میکند ! شب را به این امید سحر میکنیم که صبح زودتر از خواب بلند بشیم تا زودتر داخل صف خرید قرار بگیریم بلکه برای افطار سفره مان را با مرغ بریان تزیین کنیم حیف که الان مرغ در خانه نداریم وگرنه حتما برای افطار دعوتتان میکردم  ...

اللهم عجل لولیک الفرج

نویسنده اخراجی

 


[ دوشنبه 91/5/2 ] [ 11:38 صبح ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]

خاطره ای از اجلاس جوانان و بیداری اسلامی

شب که می‌شد همه‌شان از هر ملیتی دور بجه های مصری که شعار و شعرهای انقلابی می‌دادند جمع می‌شدند و دست می‌زدند و تکرار می‌کردند. یکی از بچه‌ها می‌گفت زبان مشترکه حزب اللهی و بی دین و… هم ندارد پیرو جوان. در اتوبوس‌ها هم همین جوری بود. جالب این بود که معلوم است، فقدان ادبیات و هنر مقاومت هست، مثلاً بچه های تونسی همان شعر معروف «إذا الشعب یوما أراد الحیاه/فلا بد ان تستجیب القدر/ ولا بد للیل أن ینجلی/ ولا بد للقید أن ینکسر» را می‌خواندند، یا بلادی بلادی که بیشتر مصری‌ها می‌خواندند، ماکزیمم می‌رسیدیم به «طلع البدر علینا!» که شعر معروف مردم مدینه در هنگام ورود پیامبر است و در فیلم محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هم بود. معلوم است اشعار ضد اسرائیلی و آمریکایی که بتوانند با هم تکرار اش کنند یا این قدر جذاب باشد، نیست، در دسترس جدی نیست یا این قدر معروف نیست. بعد هم که شعر کم می‌آمد شعار می‌دادند و یا شعرهایی که می‌خواندند بعضاً که بلد نبودند مثل خودمان دارام دیریم و …. می‌کردند و همه می‌خندیدند. یک شب یکی از اتوبوس‌هایی که ما در آن بودیم نیروی انتظامی قرار بود اسکورتش کند، نیامده بود و یک ساعت و خورده­ای علاف بودیم. بعد از ته کشیدن شعرها بچه های مصری یک هو با هم رفتند جلوی اتوبوس گفتند: «الشعب یرید تحریک اتوبیس»!پوزخند


[ دوشنبه 91/4/5 ] [ 10:45 عصر ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]


                                                                                                                                                                                                                                                                                             راه زهرا ولی بی نشان نیست
                                                                                                                                                                                                                                                                                             آسمان شــلمچه گواه است.....

بسمه تعالی

   ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات دوستان عزیز و تبریک اعیاد گرانقدر این ماه،از امت حزب الله اصفهان  دعوت به عمل می آید در روز پنجشنبه  8 تیر ماه سال91  ساعت  6:30 بعد از ظهر بر سر مزار شهدای گمنام واقع در گلستان شهدای اصفهان برای قرائت دعای شعبانیه به امید تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان حضور بهم رسانند.

  باشد که موجبات خشنودی حضرتش فراهم آید 

 



                                                                                            و من الله توفیق         

                                                                                گروه فرهنگی بسیج لسان الارض





[ یکشنبه 91/4/4 ] [ 8:37 عصر ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]

گزارش آمده که روحانی عقیدتی، سیاسی در یکی از دستگاهها، خودش ماشین
دارد، ولی ماشین دولتی سوار می‌شود! من نوشتم که حق ندارد این کار را
بکند. برای من جواب آمد که این کار رویه است و همه می‌کنند! این آقا خودش
یک ماشین دارد، که برای خودش لازم است؛ یکی هم خانمش دارد و نمی‌شود که
خانمش از این ماشین استفاده کند! عجب! این چه حرفی است؟ من الان اعلام
می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم که آن وقتی که آقایان امکانات
شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده بکنند. اگر ماشین دارید،
آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید؛ ماشین دولتی یعنی
چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمی‌گرفتم که مرتب
ملاحظه‌ی جهات امنیتی را توصیه می‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون
می‌آمدم.

(بیانات در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران 70/5/23)

کسانی که خاطرات دو دهه قبل را به یاد دارند حتماً با خودروهایی مواجه شده‌اند که با وجود دارا بودن پلاک شخصی عبارت «استفاده اختصاصی ممنوع» حک شده بود که نشانگر دولتی بودن آن خودروها بود.

در آن روزگار مأموران راهنمایی و رانندگی موظف به برخورد قاطع با متخلفان از قانون و استفاده‌کنندگان از خودروهای دولتی برای امور شخصی بودند و حرمت این کار از نظر شرعی نیز مورد تأکید همگان بود.

این روند رفته‌رفته تغییر کرد و کار به جایی رسید که عبارت «استفاده اختصاصی ممنوع» از بدنه خودروهای دولتی محو شد و این خودروها مورد استفاده شخصی قرار گرفت.

بعد از انتخاب فرم جدید برای پلاک خودروهای دولتی (رنگ قرمز برای ماشین‌ها، رنگ آبی برای موتور سیکلت‌ها و انتخاب پلاک مشخص برای خودروهای نظامی) بار دیگر محدودیت‌هایی در استفاده شخصی از خودروهای دولت بوجود آمد.

به دلیل برخی از بی‌توجهی‌ها در سال‌های اخیر قبح استفاده از خودروهای دولتی برای کارهای شخصی شکسته شد و کار به جایی رسید که کارکنان دستگاه‌ها حتی برای شرکت در مجالس عروسی و یا مسافرکشی از ماشین‌های دولتی استفاده می‌کنند.

حجم استفاده شخصی از خودروهای دولتی بعد از سهمیه‌بندی بنزین و بخصوص کاهش سهمیه خودروهای شخصی افزایش یافته و علاوه بر روزها که خودروهای دولتی حتی گاهی با راننده در خدمت مدیران و کارکنان عالی‌رتبه دستگاه‌ها هستند، شب‌ها نیز خیابان‌های شهرها جولانگاه خودروهای دولتی است که مشاهده آنها بسیار جای تعجب دارد.

چه زود حرف اقا را یادشان رفت این مسئولان ما


[ چهارشنبه 91/3/24 ] [ 9:55 عصر ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]



مدتی است که سوزن سایت الف گیر کرده روی حجاب! و البته بهتر است در جمله ی اخیر جای حجاب را با بی حجابی عوض کنیم. از این دست می توان دو مقاله ی اخیر منتشر شده در این سایت را نام برد که اتفاقا نویسنده ی آن از تحصیل کرده های این مرز و بوم است.

اینکه در پشت پرده ی الحاح و اصرار " الف " بر لغو قانون حجاب و به عبارتی اجازه ی قانونی " بی حجابی کردن " به مردم، چه اهداف سیاسی یا اقتصادی ای پیگیری می شود از عهده ی این نوشته خارج است. اینجا می خواهیم فقط کمی به استدلال منطقی! آقای دکتر در باب "
بی حجابی اجتماعی خوب است. " بپردازیم.
اولا باید گفت که این مقاله مملو است از آیات قرآن! پس تعجب نکنید از اینکه ببینید یا بشنوید چنین مقاله ای را یک انسان به قول خودش مسلمان مومن معتقد در یک سایت به اصطلاح اصولگرای منتقد می نویسد!
در ثانی پیشنهاد می کنم جملات زیر را که قسمت اصلی این مقاله است، مطالعه کنید. احتمالا بعد از خواندنش لبخندی می زنید و نیازی به زیاده عرض این نوشتار نباشد:

...قبل از این پرسش که
با حجاب چه کنیم به این پرسش باید پاسخ دهیم که حجاب چه نوع حکمی است؟در اینکه حجاب دارای سود فردی برای فرد است شکی نمی توان داشت. قرآن خود سود فردی داشتن حجاب را بر می شمارد و بیان می دارد که اینکار برای زنان مومن بهتر است تا مورد آزار قرار نگرفته و همچنین از غیر مومنان شناسایی شوند.(احزاب 59 ) اما پرسش این است که آیا می توان حجاب را یک حکم اجتماعی دانست؟

اگر حجاب مورد عفاف جامعه و تمرکز جامعه به سمت کار و تلاش به جای هرزه کاری می شود پس سود اجتماعی نیز دارد. دومین مسئله این است که حجاب حکمی است ایجابی و نه سلبی.در قرآن هیچگاه گفته نشده بی حجاب نباشید بلکه بیان شده که با حجاب باشید چون برای شما سود دارد.دلیل دیگر برای سلبی نبودن حجاب این است که عدم حجاب زیانی به کسی نمی رساند و قرآن هم مطلبی در این مورد بیان نکرده. .ممکن است عده ای بر این استلال باشند که بی حجابی موجب انحراف افراد می شود و این ضرر آن است اما این استلال مقبول نیست چرا که در این حالت این بی حجاب نیست که به دیگری زیان می رساند بلکه این اختیار فرد خاطی است که او را به دام می اندازد.اگر اینگونه نباشد در جامعه نباید چاقو فروخته شود چون ممکن است کسی قتل کند.نباید بانکی باشد چون ممکن است افراد تحریک به دزدی شوند

استدلال های آقای دکتر را خواندید در باب لغو قانون حجاب! عرض کرده بودم که احتمالا دیگر نیاز به توضیح ندارد. اما فقط اشاره ای کنیم و رد شویم.
دکتر قصه ی ما در تشبیهی جالب " بی حجابی " را تشبیه کرده به " چاقو " و " بانک " !! بی آنکه لحظه ای فکر کند که در باب فواید چاقو و بانک چقدر می توان کتاب نوشت... حال اینکه چند نفر در طول تاریخ توانسته اند فقط یک سود و فایده برای " بی حجابی " نام ببرند؟؟!
ایشان همچنین ابراز داشته اند که " عدم حجاب زیانی به کسی نمی رساند " !
نمی دانم این چه تفکر غلطی است در فکر کوته فکران که: فقط حجاب را برای زنان تلقی می کنند!؟ یکی به این دوست قرآن پژوهمان بگوید که همان قرآن کریم همه مردم اعم از زن و مرد را ملزم به رعایت حجاب کرده است. همچنان که هم مردان را و هم زنان را ملزم به مراقبت رفتار و اخلاق و کنترل نگاه کرده است. بدیهی است که این سفارش ها بلافاصله این نکته را به ذهن متبادر می سازد که آهای جوامع بشری! اگر دانشگاه هایتان تک جنسیتی شد هم نباید بی خیال حجاب شوید . آهای جوامع بشری! آن عقلی که به شما داده ایم، این سال هاست حکم می کند پیشگیری بهتر از درمان است. آهای آقای تحصیل کرده! وقتی می گوییم چشم از نامحرمان برگیرید ، یعنی اگر بی حیایی پیدا شد و حجاب از اندامش برداشت، شما حیا کنید و بر روی چشمانتان حجاب بگذارید. یعنی " بی حجابی " آنقدر مضرات اجتماعی دارد که از چند فرسخی نباید نزدیکش شد! اگر نتوانستید جلویش را بگیرید ، با نگاه نکردن به آن و به قول جای دیگر قرآن کریم با نزدین نشدن به آن از مضرات آن فرار کنید.
بیایید در آخر یک پیشنهاد به آقای دکتر و امثالهم بدهیم...
جامعه شناسان از دیروز تا امروز پایه ی همه ی بنیان های اجتماعی را خانواده می دانند.
از آنجا که پیشوایان معصوم ما فرموده اند اوج عدالت آن است که " هر چه برای خود می پسندی، برای دیگران هم بپسند... " ، می خواهیم در یک طرح آزمایشی، طرح آقای دکتر را در خانواده ی خودشان اجرا کنیم. آقای دکتر و هم فکرانشان هم اگر جرات دارند، نتیجه ی این آزمایش را در رسانه هایشان منتشر کنند.
آزمایش از این قرار است:
می خواهیم ببیینیم آیا بی حجابی در خانواده ی کوچک آقای دکتر زیان دارد یا نه!؟
ایشان آزادند با هر وسیله ای که مایلند ، هر گونه کنترل دیگری را در زمینه های دیگر، برای جلوگیری از هرزگی اجرا کنند...
در این آزمایش در خانواده ی آقای دکتر حجاب را به حداقل های دینی کاهش می دهیم. حتی نه بیشتر!
یعنی مثلا برای مردها از بالای زانو تا ناف و برای خانم ها...
منتظر می مانیم تا ببینیم آیا " بی حجابی " در این جامعه اثر منفی هم می گذارد یا به عقیده ی آقای دکتر از آنجا که حکمی ایجابی است مثل چاقو عمل می کند!

از مخاطبان این نوشته که زحمت کشیده اند و تا این سطر همراهی کرده اند، خواهش می کنم برای چند لحظه این جامعه ی آزمایشی را تصور کنند و این سوال را در ذهنشان بررسی کنند که: چند دقیقه می شود در چنین جامعه ای زندگی کرد...!؟؟



یا علی النقی علیه السلام





[ سه شنبه 91/3/9 ] [ 12:2 صبح ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]
سالروز آزای و فتح خرمشهر. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به بازخوانی سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، (به عنوان رییس جمهوری و رییس شورای عالی دفاع در آن زمان) می‌پردازد. این بیانات که دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را مطرح میکند، در گفتگو با خبرنگار صداوسیما و در تاریخ 1365/6/29 ایراد شده است.

سوال: آقاى خامنه‌اى سؤالى که مى‌شود مطرح کرد مسأله‌ى دفاعى بودن جنگ است. ما از ابتداى جنگ و شروع تجاوز عراق اعلام کردیم که در حال دفاع هستیم و بعد از این‌که وارد خاک عراق هم شدیم این مسأله را عنوان مى‌کنیم که باز جنگ ما یک جنگ دفاعى است. شما این مسأله را چگونه تعبیر مى‌کنید؟

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
جنگ ما از آغاز به صورت دفاع شروع شد و تا این ساعت هم ما در حال دفاع هستیم. علت هم این است که حتى ورود ما به خاک عراق، در ادامه‌ى دفاع مقدس ماست. البته دشمن طبعاً مایل است که هنگامى که مى‌تواند و احساس قدرت مى‌کند، وارد مرزهاى ما بشود، تا هر وقتى که مى‌تواند در آن‌جا بماند، ویرانگرى بکند، تخریب بکند، افراد نظامى و غیرنظامى را به قتل برساند، زندگى را ناامن بکند، هر وقت هم که تاب نیاورد و نتوانست بماند، برگردد و داخل مرزهاى خودش بشود و ما هم با فداکارى و با توانائى مردم، وقتى که توانستیم او را از مرزها بیرون برانیم، لب مرز بایستیم که نبادا وارد خاک دشمن بشویم و به حریم دشمن نبادا که قدم بگذاریم، این میل دشمن است.

اما عقل و منطق انسانى، همچنین احکام اسلامى به ما اجازه‌ى این را نمى‌دهند. ما دشمن را باید ببینیم که چگونه دشمنى است. یک وقت دشمنى است که آمده براى گرفتن یک تپه، تصرف یک رودخانه، یک موذى‌گرى مرزى، بعد هم سرکوب مى‌شود برمى‌گردد سرجایش و قضیه تمام مى‌شود. این‌جا البته بعد از آنى که دشمن را ما راندیم مسأله تمام شده است. لکن یک وقت دشمن بناى بر قلدرى و زورگوئى دارد. مسأله‌ى او با بیرون رفتن از مرزها، آن هم با قدرت‌نمائى نیروهاى اسلامى و فداکاریهاى فراوان حل شده و تمام شده نیست. دشمن خیلى این را مغتنم مى‌شمارد که وقتى قصد تجاوز دارد و وارد خاک مى‌شود، تا جایى که مى‌تواند بماند، بعد هم که رفت بیرون، ما لب مرزها بایستیم او تجدید قواى خودش بکند و هنگامى که باز لازم دانست و 
مصلحت دانست برگردد، تجاوز خودش را آغاز کند.
من یک وقتى یک مثالى زدم، گفتم که دزدى، متجاوزى، وارد خانه‌ى شما مى‌شود، وارد مزرعه‌ى شما مى‌شود و ویران مى‌کند، نابود مى‌کند، مى‌دزدد، مى‌کشد. اگر تحمل کردید که مى‌ماند، اگر تحمل نکردید و با فشار و زور و قدرت‌نمائى او را بیرون کردید، هیچکس به شما نمى‌گوید که شما از خانه‌ات دیگر پا بیرون نگذار، پا توى مزرعه‌ى او یا خانه‌ى او نگذار که این تجاوز به حریم اوست. نه، عقل به شما حکم مى‌کند که بروید گریبان این دشمن را بگیرید، گلوى او را بفشارید و اولاً: از او بپرسید چرا این کار را کرده و مجازاتش کنید به این کار و ثانیاً: حقتان را بگیرید، آنچه که تضییع شده از او باز پس بگیرید. این یک حکم عقلى است. این چیزى نیست که این را ما ابداع کرده باشیم. همه‌ى انسانها و همه‌ى فطرتهاى سالم همین جور فکر مى‌کنند.

اصولاً وارد شدن به حریم خاک دیگران دو نوع است: یک نوع این است که از روى تجاوز، به قصد تصرف و براى زورگوئى است؛ این تهاجم است، این تجاوز است. همان‌طور که عراق وارد خاک ما شد. دلیلى براى این کار نداشت. یک بهانه‌هایى همان اوّل ذکر کردند، اما حتى خودشان هم کاملاً واقف بودند و مى‌دانستند که اینها بهانه است. دنیا هم این را فهمید. لذا بود که همه‌ى کسانى که توى مسأله جنگ وارد شدند، تا امروز هم بما مى‌گویند، از اوائل هم به ما گفتند که ما مى‌دانیم متجاوز کى است، این تجاوز است. یکجور وارد شدن به خاک دشمن هست که براى 
استنقاذ حق است، براى گوشمال دادن به متجاوز است، براى حفظ امنیت است. براى تأمین مرزها از حوادث مشابه بعدى از سوى همین دشمن هست، این را نمى‌شود گفت تجاوز.
نابراین ما، تا وقتى که در پشت مرزهاى خودمان مى‌جنگیدیم که روشن بود داشتیم دفاع مى‌کردیم از خاک خودمان. آن وقتى هم که وارد خاک عراق شدیم، باز به دنباله‌ى همین مسأله است. ما مجازات متجاوز و گوشمال دادن به متجاوز را یکى از هدفهاى ادامه‌ى جنگ ذکر کردیم و همین هم هست. البته این را هم باید بگویم که هنوز در مرزهاى ما، همه‌ى مناطق از دشمن پاکسازى نشده است. ما هنوز مناطقى را داریم که از جمله نفت‌شهر و بخشى از مراکز دیگر مرزىِ ما که هنوز در اختیار دشمن هست و ما ادامه‌ى جنگمان ولو براى پس گرفتن اینها هم که باشد، یک عمل دفاعى است. اما وقتى اینها را هم پس بگیریم، ما دنبال کردن دشمن و رفتن داخل اعماق خاک او براى گوشمال دادن او، این را همه، دفاع از خود و مجازات متجاوز مى‌شناسند. بنابراین دفاعى بودن این جنگ یک چیز واضحى است.
البته ما این را گفتیم بارها و همه هم این را قبول کردند از ما که ما قصد ماندن در این مناطق تصرف شده‌ى از عراق را نداریم. نه فاو، نه جزیره و نه هیچ نقطه‌ى دیگر، نقاطى نیست که ما اینها را براى خودمان و جزء خاک خودمان دانسته باشیم. نه اینها مال عراق است، مال مردم عراق است، مال هر رژیم صالحى است که بعدها بر سر کار بیاید در عراق. فعلاً حرکت ما، حرکتى است که در دفاع از امنیت ما و در دفاع از آرامش و صلحى است که براى زندگى دو همسایه که ما و عراق باشیم، ضرورى و لازم است


[ دوشنبه 91/3/1 ] [ 12:55 صبح ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]

با سلام.
این پیام امام در این شرایط اقتصادی خواندن دارد.پیام در مورد استقلال، تولید داخلی، صادرات، مردمی کردن تولید، مبارزه با مصرفگرایی، تقویت بنیه دفاعی، کشاورزی و ...  نکات زیادی دارد.  چند بند ابتدایی شاید بیشتر به مواردی پرداخته شده است که مربوط به شرایط آن زمان است و البته خواندنش خالی درس و نکته نیست. ولی نکات انتهایی که شماره وار بیان شده را حتما بخوانید:


     صحیفه نور، ج‏21، ص: 155

پیام به ملت ایران (سیاستهاى کلى نظام در دوران بازسازى)

زمان: 11 مهر 1367/21 صفر 1409

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: سیاستهاى کلى نظام اسلامى در دوران بازسازى کشور

مخاطب: ملت ایران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

بر هیچ یک از مردم و مسئولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهورى اسلامى ایران بر پایه سیاست نه شرقى و نه غربى استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.


جمهورى اسلامى ایران نباید تحت هیچ شرایطى از اصول و آرمانهاى مقدس و الهى خود دست بردارد. ان شاء اللَّه مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابى و مقدس خویش را در سینه‏ها نگه داشته و شعله‏هاى ستم سوز آن را علیه شوروى جنایتکار و امریکاى جهانخوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند.


در مسئله بازسازى و سازندگى من اطمینان دارم که شخصیتهاى رده بالاى نظام و مسئولین محترم و نیز مردم وفادار و انقلابى کشورمان چون گذشته هرگز قبول نمى‏کنند که نیل به این هدف به قیمت وابستگى ایران اسلامى به شرق و یا غرب تمام شود. اخیراً دستهاى پنهان و آشکار غرب و شرق به منظور ایجاد شکاف و اختلاف میان طرفداران انقلاب اسلامى به حیله جدیدى متوسل شده‏اند که مسئولین عزیز و رده بالاى کشورمان و نیز شخصیتها و چهره‏هایى از مجلس و دولت و روحانیون را به تفکر و گرایشات وابستگى و همچنین عدول از مواضع گذشته و نهایتاً به شرقگرایى یا غربگرایى متهم نمایند و موذیانه با طرح مسائلى از این قبیل که فلان شخصیت نظام جمهورى اسلامى راستگرا و یا میانه رو و یا سازشکار و غربگراست و یا فلان مسئول تندرو و انقلابى شده‏ است که نتیجتاً اعتماد مردم را به دست اندرکاران نظام سلب نمایند که با یارى خداوند و با رشد و آگاهى مردم بازار اینگونه القائات در این مملکت کساد و مشتریان آن اندک بوده‏اند و بر مردم ثابت است کسانى که سالها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب داده‏اند و در این راه به پاى چوبه‏هاى‏دار رفته و زندانها کشیده و ترور گشته‏اند و سلامت خود را از دست داده‏اند و تحت شکنجه‏هاى شاه براى استقلال و آزادى مبارزه کرده‏اند، یقیناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن نه تنها کمتر از دیگران نسوخته که بیشتر مى‏سوزد و مسیر ارزشى و الهى و پرطراوت خویش را به هیچ وجه عوض نمى‏کنند. و من از باب وظیفه به مردم و فرزندان پرشور انقلاب مى‏گویم که مبادا بدون در نظر گرفتن محذورات سیاسى و شرایط بسیار پیچیده و حساس کشور به طرح سؤالها و اشکالاتى روى آورید که بازگو کردن و تحلیل واقعى قضایا توسط مسئولین دلسوز نظام باعث کشف اسرار مملکت شده و براى نظام مسئله آفرین گردد و نه تنها گره‏اى را باز نکند که بر مشکلات مملکت نیز بیفزاید.


من سیاست داخلى و خارجى کشور را به دقت ملاحظه مى‏کنم و تا زنده‏ام نخواهم گذاشت مسیر سیاست واقعى ما عوض شود و مسئولین نیز چیزى غیر از این نمى‏خواهند و انتظارى غیر از این از آنان نمى‏رود. من به بعضى از مسئولین هشدار مى‏دهم که به شدت باید مراقب بود که خداى ناکرده آب به آسیاب دشمنان نریزیم و آنان را با اقوال و جبهه گیریهایمان شادمان نگردانیم. به مسئولین و دست اندرکاران در هر رده نیز مى‏گویم که شرعاً بر همه شما واجب است که همت کنید تا آخرین رگ و ریشه‏هاى وابستگى این کشور به بیگانگان را در هر زمینه‏اى قطع نمایید- که ان شاء اللَّه خواهید کرد- و اگر مصلحت نظام و اسلام سکوت است، دردمندانه سکوت کنید که اجر سکوت براى پیشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بیشتر از دفاع از اتهام وابستگى است. همان گونه که قبلًا گفته‏ام سیاست بازسازى و تشخیص و تعیین اولویت در امر بازسازى مراکز آسیب دیده کشور به عهده سران محترم و متعهد سه قوه و آقاى نخست وزیر است ولى باید توجه داشت که با در نظر گرفتن حجم عظیم کار و ضرورت تسریع در تعیین خط مشى‏ بازسازى و سازندگى، حتماً از نظرات کارشناسان و صاحبنظران خصوصاً هیأت دولت و وزرا و کمیسیونهاى مربوطه مجلس شوراى اسلامى- که چهره‏هاى دلسوز و متعهد و مطلع در آنها فراوانند- و نیز از مسئولین هر امرى استفاده نمایند چرا که آنان نیز به خوبى دریافته‏اند که بازسازى و سازندگى جز از طریق تعاون و همفکرى میسر نیست. و این کشور متعلق به اسلام و همه ملت ایران است و همان گونه که در جنگ همه در کنار هم بودند، در صلح و سازندگى هم باید در کنار یکدیگر باشند که ان شاء اللَّه مراکز علمى و دانشگاهى نیز در این مسئله بزرگ سهیم خواهند بود.

لازم به تذکر است که وزیر و یا مسئول مربوطه نیز در تصمیم گیرى نهایى سران و نخست وزیر صاحب رأى مى‏باشند.


اما نکاتى که در بازسازى و سازندگى توجه به آن ضرورى است:

1- با اینکه اطمینان داریم که خانواده‏هاى معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین هیچ گاه راضى نشده و نمى‏شوند که در برابر ایثار عزیزانشان که فقط به خاطر خدا و رسیدن به کمال بوده است سخن از رفاه و مادیات به میان آید و همت آنان بلندتر از این مقوله‏هاست، ولى بر دست اندرکاران نظام است که ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسیدن به امور معنوى و مادى و ارزشى و فرهنگى این یادگاران هدایت و نور به کار گیرند و از خدمت بى‏شائبه و بى‏منت به آنان دریغ نکنند؛ هرچه انقلاب اسلامى ایران دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. من مى‏دانم که بسیارى از خانواده‏هاى عزیز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین به خاطر مناعت طبع و بزرگوارى و اخلاق کریمه خود در مصایب و مشکلات زندگى به مسئولین مراجعه نکرده‏اند و یا مراجعه‏شان به حداقل بوده است. و همه نیز مى‏دانیم که اکثریت این قشر و رزمندگان عزیز اسلام از طبقات محروم و کم درآمد بودند و مرفهین کمتر دل براى انقلاب سوختند، ولى وظیفه ماست که در حد توان و مقدورات قدرشناس زحمات آنان باشیم و من میل ندارم که این قدرشناسى فقط در حد تعریف و تمجید ظاهرى خلاصه شود بلکه باید در همه نوع امتیازات اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى به آنان بها داده شود و ضرورتى نمى‏بینم که به‏ این عزیزان سفارش و نصیحت کنم و رسالت بزرگ حفظ امانت خونهاى مقدس شهیدان را بازگو نمایم که بحمداللَّه تا به حال خانواده‏هاى شهدا و اسرا و مفقودین و جانبازان خود حافظ و نگهبان ارزش شهادت و ایثار بوده‏اند و بعد از این نیز به یارى خدا پاسدار آن خواهند بود.


2- با قبول و اجراى صلح کسى تصور نکند که ما از تقویت بنیه دفاعى و نظامى کشور و توسعه و گسترش صنایع تسلیحاتى بى‏نیاز شده‏ایم، بلکه توسعه و تکامل صنایع و ابزار مربوط به قدرت دفاعى کشور از اهداف اصولى و اولیه بازسازى است و ما با توجه به ماهیت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت احتمال تجاوز را مجدداً از سوى ابرقدرتها و نوکرانشان باید جدى بگیریم.


3- توجه به بازسازى مراکز صنعتى نباید کوچکترین خللى بر ضرورت رسیدن به امر خودکفایى کشاورزى وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسؤولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجراى آن سازند و در امر احیاى اراضى و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیشتر از نعمتهاى بیکران الهى در طبیعت تلاش نمایند که مطمئناً خودکفایى در کشاورزى مقدمه‏اى است براى استقلال و خودکفایى در زمینه‏هاى دیگر.


4- مهمترین عامل در کسب خودکفایى و بازسازى توسعه مراکز علمى و تحقیقات و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهاى متعهد و متخصصى است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصارى علم به غرب و شرق به در آمده و نشان داده‏اند که مى‏توانند کشور را روى پاى خود نگه دارند. ان شاء اللَّه این استعدادها در پیچ و خم کوچه‏هاى اداره‏ها خسته و ناتوان نشوند.

5- برنامه ریزى در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعائر و ارزشهاى کامل اسلامى و پرهیز از تنگ نظریها و افراط گراییها و نیز مبارزه با فرهنگ مصرفى که بزرگترین آفت یک جامعه انقلابى است و تشویق به تولیدات داخلى و برنامه ریزى در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادى صدور کالا و خروج از تکیه به‏ صادرات نفت و نیز آزادى صادرات و واردات و به‏طور کلى تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت.

6- رعایت اصول ایمنى و حفاظتى مراکز و صنایع و ایجاد پناهگاههاى جمعى براى مردم و کارگران که این اختصاص به زمان جنگ ندارد بلکه طریقه احتیاط در هر شرایط است.


7- استفاده از نیروهاى عظیم مردمى در بازسازى و سازندگى و بهادادن به مؤمنین انقلاب خصوصاً جبهه رفته‏ها و توسعه حضور مردم در کشاورزى و صنعت و تجارت و بازسازى شهرهاى تخریب شده و شکستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمکن و مرفه و بسط آن به توده‏هاى مردم و جامعه.


8- حفظ و نگهدارى ترکیب یک یا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسیم علنى تجاوز دشمنان علیه انقلاب و کشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت که آیندگان فقط به اسناد و نوشته‏ها بسنده نکنند. البته این کار با رضایت کامل صاحبان املاک و با ایجاد شهرهاى مجاور باید انجام شود.


9- تأکید بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقى و اجتماعى و نیز سالم سازى اجتماعات که گروهى از خدا بیخبر و فرصت طلب تصور نکنند که مردم در برابر نیات پلید آنان بى تفاوتند. ان شاء اللَّه خداوند همه را از شرّ نفس اماره و شرّ دشمنان محافظت فرماید و به همه شرح صدر و تدبیر در امور و اخلاص در عمل و ایثار در خدمت به خلق مرحمت کند. «احمد» (1) به صورت آزاد بهتر مى‏تواند به اسلام و مردم کشور خدمت نماید و تنها در جلسات شرکت مى‏کند تا گزارش مسائل سریعتر به اینجانب برسد.

والسلام على من اتبع الهدى.

11/7/1367

روح اللَّه الموسوى الخمینى‏

__________________________________________________

 (1)- آقاى سید احمد خمینى‏

 


[ شنبه 91/2/30 ] [ 11:58 عصر ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]

تربیت حماسی
روش تربیتی و گفتمان امروزی پاسخگوی نیاز امروز ما نیست. روش تربیت ما بایدمتناسب با نیازهای جامعه امروزی باشد حتی براساس فرمایش امیرالمومنین (ع) نه تنها امروز بلکه باید متناسب با نیازهای فردای ما هم باشد چون تربیت شوندگان امروز مدیران آینده ما هستند . البته باید توجه شود که روش تربیتی ما کاملا از متن اعتقادات ، مبانی واصول ما باشد وگرنه راهی به مقصد نخواهیم برد . به معنای دقیق اگر براساس روش هیی که دیگران برای ما دیکته کرده اند کار تربیتی بکنیم این همان التقاط است . بحث اصلی روی تربیت اسلامی و ان هم به تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلام ناب محمدی (ص) است و مهمترین ویژگی آن این است که نسخه ای جامع برای فلاح و رستگاری و شکوفایی و رشداست یعنی این نسخه تربیتی تمام ساحت های شخصیتی را دربر می گیرد . تربیت حماسی کاملا منطبق بر آموزه های دینی است و باید به 2 نقطه توجه کرد که اولا مواظب باشیم دچار التقاط نشویم یعنی یک مسئله نامربوط را بنام دین به این جریان الصاق نکنیم و ثانیا دچار جمود وتحجر در اجتهاداتی که متناسب با زمان خاصی بوده نشویم . جمود برروشها باعث می شود دین از کارآیی بیافتد . روزگاری کهد از ان به عصر انفجار اطلاعات و عصر جهانی شدن وعصر رویایی تودن ها و … نام برده می شود سبک تربیتی خاص خود را می طلب . پیشنهاد مکتب اسلام برای این عصر تربیت دینی ناب با برجسته سازی عنصر حماسه و فتوت است.
یکی از محورهای تربیت حماسی زندگی جهادی ویا تربیت جهادی است .از نظر قران مومن زمانی مجاهد می شود که مورد پسند پروردگار قرار گیرد .قرآن مومنان را به 2 گروه قاعد و مجاهد تقسیم می کند که مومن مجاهد را مورد پسند قرار می دهد .جهاد در قران دارای مقدمه ای بنام هجرت است .درانواع هجرت این مقدمه وجود دارد ،چه هجرت از انفس وچه از آفاق . بحث اصلی هجرت از انفس است منتها گاهی هجرت از آفاق هم چدید می آید مانند هجرت علمی است اینکه انسان برای افزایش دانش وعلم مهاجرت کند. قرآن برای کسی که ایمانش در خطر است به صراحت می گوید ( الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروافیها )(نساء97) یعنی زمین خداوند گسترده و وسیع نبود که مهاجرت کنید؟
در مورد مهاجرت انفسی هم آیه 100 سوره نساء میفرماید که (ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله ورسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله). امام راحل بیت را بیت انفسی معنا می کند . یعنی در هر مرتبه ای باشد باید از خودش مهاجرت کند یعنی این هجرت دائمی است وتا آخر عمر ادامه دارد.
یکی دیگر ازمیانی تربیت حماسی مفهوم شهادت است که یکی از درجات متصور برای مومن است. شهادت آرزوی مومن است چون با سرعت فوق العاده واز یک راه میانبر انسان رابه کمال و هدف نهایی میرساند . کلید دیگری که درتربیت حماسی قابل تامل است در حدیث توصیف شیهیان است که می فرماید (رهبان باللیل ولیوث بالنهار )شیعیان شیران روز و نیایشگران شبهاذ هستند. مومن مطلوب در زندگی فعال و اثر گذار است . درتعبیر شیران روزباید شجاعت ، توکل واعتماد برخدا در حدبالایی باشد .خطبه 31 نهج البلاغه منشور جامع تربیت اسلامی است، درقسمتیاز آن آمده است (خض الغمرات الی الحق للحق حیث کان )این فراز در مقام ارائه یک سپهر تربیتی روی جوان مسلمان است که می خواهد یم زندگی شورانگیز داشته باشد. این فراز می گوید به خاطر حق ، خود را به امواج سهمگین و دریای مشکلات بزن . درجایی هم اشاره دارد قبل از وارد میدان شدن هم باید معرفت و بصیرت لازم را داشته باشی تا منحرف نشوی.
تربیت حماسی یک تربیت فعال و شاداب و نه منفعل و ساکت است . کلید واژه دیگر صبر است . این واژه در متن دین کاملا بار حماسی وجهادی دارد. یهنی وقتی به خط می زنی باید صبور باشی . عنصر اصلی شخصیت امام راحل این مرد الهی حماسه و فتوت است .
مبانی تربیت حماسی :
1?تربیت کنش گر و فعال است و درمقابل تربیت منفعل وساکن قرار دارد 2?تربیت نسل ساز است و درمقابل تربیت محدود ومحدودکننده که تحت عنوان گلخانه ای تفسیر می شود 3?تربیت حماسی چون ازجنس سرمایهزاری است در زیر ساختهای شخصیتی ، کاملا عمیق و درون گرا وبه عبارتی درون سازی است ودر مقابل تربیت ظاهر ساز ومنفعت جو است که درمقابل چالشها فوری معلوم می شود هیچ بنیانی ندارد4?تربیت حماسی بر خود آگاهی مبتنی است ودر مقابل تربیت که بر از خود بیگانگی مبتنی است قرار دارد 5?دذرتربیت حماسی سهم تربیت شونده خیلی زیاد است و با کمک خود تربیت شونده فرایند تربیت اجرا می شود 6?عنصر توکل خیلی پر رنگ است 7? در تربیت حماسی به تفکر انتقادی و تفکر خلاق مخاطب اهمیت زیادی داده می شود.
شهید بهشی جمله ای جالب در این مورد دارند ، می فرمایند (اصلا اسلام می خواهد که بچه فضول بار بیایند ) یعنی تربیت پویا و نقاد داشته باشند .
البته باید توجه کرد سوء فهم از این تعابیر نشود که این نوع تربیت نوعی جن جویی یا عملیات استشهادی و … است بلکه تاکید روی پویایی و فعال بودن این گفتمان است .
نمونه ای از این گفتمان  در سالهای اول انقلاب قابل مشاهده است که در مساجو و دانشگاه ها و دیگر محل های تجمع جوانان حلقه های معرفتی و بحث های داغ با عمق بالا وجود داشت .


[ چهارشنبه 91/2/27 ] [ 10:13 صبح ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]

 

حجت الاسلام شهاب مرادیشاید اولین باری که یک دانشجو لینکی را برایم ایمیل کرد تا آتش شور انقلابی ام را شعله ور کند و مرا به واکنش وادار کند، خیلی نگذشته بود که دیدم ایمیل های گروهی دست به دست می چرخد و لحظه به لحظه دامنه ی مخاطبش افزوده می شود؛ ایمیلی که حکایت از توهین یک هتاکِ بی دین، به یکی از مقدسات در یک صفحه از بیکرانه ی اینترنت می کرد و تشویق برخی از جوانان پاک و مومن که جوًیی احساسی و عاطفی در دفاع از مقدسات در فضای مجازی علی الخصوص در فیس بوک به راه انداخته بودند و به تدریج خبرش با به به و چَه چَه در وبلاگ ها و سایت ها منتشر شد.

 

با دیدن این اتفاقات نگران تر می شدم چون معلوم بود که این فضا و یادآوری و تکرار توهین و دفاع مستقیم! و دامن زدن به ماجرا یعنی زمینه ای برای تکثیر و تشدید توهین ها و تغییر روش های ملحدان و بیماران سخت روانی که فزادهم الله مرضا. این نکته را نمی خواستم اینجا و یا در تلویزیون و منابر به صورت عمومی بگویم لذا در کلاس هایم نظرم را همان موقع گفتم و اجمالا مخالفتم را بیان کردم اما ظاهرا ناچاریم این تذکر لازم و ضروری را صورت عمومی بیان کنیم.

این که مُد شده؛ هر کس از جدیدترین بیانات یک دیوانه ی بی خرد، زودتر اطلاع داشته باشد، از سایرین، مومن تر و انقلابی تر است، از یک سو، مومنین را در مسابقه زودتر باخبرشدن و سریع اعلام کردن موارد مشابه می اندازد و از سویی بهترین فرصت و قوی ترین رسانه ی رایگان را برای چهره شدن و جهانی شدن یک دیوانه مهیا می کند. وقتی اروپا تمام ظرفیت تبلیغی خود را پای دفاع از یک زن بدکاره ی قاتل می آورد، پس جا برای چند دیوانه ی بی دین هم هست!... البته اگر ما دست به دست هم دهیم و نام او را بر سر زبان ها بیاندازیم و به سرعت از یک ناشناسِ بیمار -تاکید می کنم- یک چهره ی معروفِ مخالف جمهوری اسلامی و مخالف شیعه بسازیم. و چالشی به چالش هایمان اضافه کنیم.

در زمان تهدید آن کشیش دیوانه امریکایی در برنامه زنده این شب ها نظرم را بیان کردم؛ و درخواست کردم از رسانه ملی و کارشناسان که «نام این فرد را نیاورید. او را عَلَم و معروف جلوه ندهید -چون معروف نیست- و آدرس کلیسای کوچک او را ندهید. چون تمام این بازی موهن را درآورده فقط برای دیده شدن و کسب امتیاز در امریکا و غرب. او را تحقیر کنید و از دانستن نامش یا فامیلی او تجاهل کنید! برای او گزارش خبری نسازید.» اما شهوتِ عجیب و غریب "خود برتر" جلوه دادن و خود را آشنا به 7 میلیارد سکنه زمین نشان دادن،در بسیاری از چهره ها هست و به مدد همین گوگلِ کذا و کذا تمام جزییاتی که خودشان می خواهند، را فرد به دست می آورد و با مباهات بیان می کند و خلق الله هم می گویند به به چقدر این فلانی دشمن شناس است. واقعا باید از این بی تدبیری ها احساس خطر کرد.

اگر کسی برای شما ارسال کرد از مراجعه و دیدن لینک آن مطلب خودداری کنید حتی اگر دوست صمیمی شما برایتان نوشته باشد: «ببین چه توهین هایی کرده و یا حتی چه شبهاتی وارد می کنند» جدا خودداری کنید. جنگ کلیک ها و امتیارات فیس بوکی و الِکسایی و... است و کسب رنکینگ های مجازی و سیاسی- اجتماعی پیاده نظام صف دشمن است!

کسی انکار نمی کند "دفاع نادرست و روش های ناصحیح و هیجانی" راه کاری مناسب و مدبرانه ای برای مقابله نیست اما مشکل اینجاست که از کجا معلوم که این روش درست است یا آن روش؟ و ظاهرا فقط چاره آزمون و خطاست! و متاسفانه هزینه ی این آزمون و خطاها را که قابل محاسبه هم نیست، کسی به عهده نمی گیرد و اگر به عهده بگیرد آیا قابل جبران است؟

متحیرم که چرا همه سربازان این خط "آتش به اختیار" عمل میکنند و از دیگران انتظار پیروی و تایید و همراهی دارند مگر اهالی این جبهه با فرمانده ی خود قطع ارتباط اند؟! اگر گروهی از لشکر توحید از فرمانده خود و سلسله مراتب فرماندهی انتظار تبعیت و همراهی داشته باشند سابقه تاریخی ما آنها را نهروانی می نامد، نه شُرطَةُ الخَمیس!

چرا این نوع واکنش های ناصحیح تقبیح نمی شود؟! آیا این روش ها مثلا همین اطلاع رسانی های سایت های تحلیلی خبری یا ایمیل های گروهی فوری و یا همین دهه گرفتن های اینترنتی در کنترل این موارد تاثیر داشته؟؟

جسارتا پیشنهاد می کنم:

1. خوب است  ماده 513 قانون مجازات اسلامی را بخوانید: [هرکس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین(علیهم السلام) یا حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشداعدام می شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.] و فهرست محتوای مجرمانه؛ موضوع ماده 21 قانون جرایم رایانه ای را هم ببینید. همه ی تمهیدات قانونی برای کنترل و مدیریت این موارد در قانون پیش بینی شده فقط باید سطح انتظار و توقع اجتماعی از دستگاه های نظارتی و قضایی ارتقاء پیدا کند.

2. اگر کسی برای شما ارسال کرد از مراجعه و دیدن لینک آن مطلب خودداری کنید حتی اگر دوست صمیمی شما برایتان نوشته باشد: «ببین چه توهین هایی کرده و یا حتی چه شبهاتی وارد می کنند» جدا خودداری کنید. جنگ کلیک ها و امتیارات فیس بوکی و الِکسایی و... است و کسب رنکینگ های مجازی و سیاسی- اجتماعی پیاده نظام صف دشمن است!

به مدد همین گوگلِ کذا و کذا تمام جزییاتی که خودشان می خواهند، را فرد به دست می آورد و با مباهات بیان می کند و خلق الله هم می گویند به به چقدر این فلانی دشمن شناس است. واقعا باید از این بی تدبیری ها احساس خطر کرد

3. اگر این نوع موارد را که کم نیستند در جایی دیدید آدرس مطلب آن را برای دوستان تان ارسال نکنید.

4. و حتما آدرس آن صفحه را جهت پیگیری و اقدام قضایی خردمندانه و دور از هیاهو به مراجع قانونی از طریق این لینک گزارش کنید و بدانید که بعد از آن هیچ مسئولیتی در قبال اطلاع رسانی ندارید!

5. اگر در جمع خانواده و دوستان در این خصوص صحبت شد، تجاهل و تغافل کنید و با ذکر تبری از دشمنان اسلام و بی اهمیت دانستن این اتفاقات، محترمانه درخواست کنید موضوع گفتگو عوض شود.

6. فراموش نکنیم انتشار این نوع اخبار از مصادیق اشاعه فحشاست و معصیت است.

7. هر چند همه ی دلایلم را بیان نکردم اما از شما درخواست می کنم در این باره دقیق تر تامل و تفکر کنید.

اینترنت

8. مراقب سلامت روح لطیف و پاک خودتان باشید و اگر چنین مواردی را دیده اید یا خوانده اید، خود را دلداری بدهید که هر چند خدا همیشه دشمن داشته و دارد اما «الاسلام یَعلو و لا یُعلی علیه» و بدانید که سالها و قرن ها بدترین جسارتها به انبیاء و ائمه سلام الله علیهم اجمعین شد اما اسلام زنده است و رو به گسترش و توسعه. چه جسارتی بالاتر از شهادت امام حسین و اسارت اهل بیتش اما ببینید این اسلام و امام حسین است که زنده است و حیات بخش!

چند نکته کوتاه و بدون شرح در مورد زمینه های بروز این نوع رفتارها:

نقش اختلالات حاد روانی در این گونه رفتارهای هنجارشکن باید جدی تر تلقی شود. ارتباط روشن برخی اختلالات سایکوتیک با برخی معضلات سیاسی-اجتماعی و اجتماعی- فرهنگی را نمی شود انکار کرد و لزوم توجه و بررسی موضوع از ناحیه نظام خیلی ضروری به نظر می رسد. تا همه با هم بتوانیم با تحلیلی روشن و غیر ژورنالیستی از زمینه های بروز این نوع رفتارهای خشم آلودِ ملحدانه، به مدیریت زمینه های بروز آن پرداخته شود. - توجه و اهمیت دادن به "تشخیص، درمان و مراقبت" از بیماران حاد روانی مسئله مهمی است. و این مسئله پیش از آن که به حوزه سلامت و درمان مربوط شود حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی را درگیر می کند. هیچ می دانید در تهران تخت خالی در بیمارستان های روانی به سختی پیدا می شود و برخی روانپزشک ها - از جمله همکارانم در زندگی بهتر- برای بستری کردن یک بیمار اورژانس چند روزی تا دو هفته باید معطل باشند. این شرح حال بیمارانی سایکوتیکی است که خود یا خانواده آنها برای درمان اقدام می کنند.

خوب است ماده 513 قانون مجازات اسلامی را بخوانید: [هرکس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین(علیهم السلام) یا حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشداعدام می شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد

- تاثیر کش مکش های والدین و اختلافات ادامه دار خانوادگی در بروز رفتارهای ناهنجار ریز و درشت موثر است.

- قبلا هم ابراز نگرانی کردم که باید برای حفظ سلامت روانی کودکانمان و سلامت و تعادل هیجانی جوانان تدابیری علمی و عملیاتی طراحی کرد؛ تدابیری غیر فضایی، خداپسندانه و غیر تبلیغاتی.

 

 از این حرفها بگذریم؛ اجازه بدهید دو نکته ساده هیئتی عرض کنم:

الف) شما روضه ی ماهیانه دارید؟ مجالسی که در قدیم خیلی رایج بود و یک روحانی در کمتر از یک ساعت، چند مسئله شرعی و اعتقادی را بیان می کرد با کمی موعظه و خودش یا یک مداح با ذکر توسل، روضه ای می خواند و چشم ها تر می شد و  امن یجیب و دعا و جلسه با یک چای ساده تمام می شد. نه لازم بود مداح و سخنران کشوری باشند و مشهور و نه لازم بود برای جلسه تدارکات پیچیده و سختی در نظر گرفت؛ فقط یک اعلام ساده به در و همسایه و فامیل که ما مثلا سوم ماه قمری ساعت 6 بعداز ظهر روضه داریم.

به این نوع جلسات بسیار نیازمندیم. مخالف جلسات عمومی گسترده نیستم اما تاثیر این نوع مجالس روضه ی خانگی را بسیار بیشتر از مجالس چند ده هزار نفری می دانم و هر دو را لازم. اگر چنین رسمی ندارید امتحان کنید.

ب) هیئت هفتگی چطور دارید؟ مثلا ما از زمانی که با دوستانمون -که امروز اغلب روحانی هستند- هیئت متوسلین به حضرت امام هادی علیه السلام را در دهه 60 - دهه دوم زندگی مان - تاسیس کردیم، همه خانوادگی تعلق خاطر و عشقی به آن داریم و نذر و نیازها و توسلات مان اغلب در آن جاست.

 

شهاب مرادی

 


[ چهارشنبه 91/2/27 ] [ 9:28 صبح ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]

سلیمان بن صرد خزائی به مسلم گفت:”من منتظر خود امام می مانم.”انگار نه انگار که امام زمانش نائبی فرستاده بود.
نامش یسار بود،اما پیامبر نام سلیمان رابراو نهاد. یعنی سلمان کوچک…
هر چند درقیام توابین به شهادت رسید، اما هنگامی که می بایست حسین  را یاری کند، یاری نکرد.
در جنگ جمل هم از قائدین بود.عذر آورد و در جنگ شرکت نکرد.
تنها او نبود که لغزید .خیلی های دیگر پا پس کشیدند. جمل تنها جنگ نبود. فتنه ای بس بزرگ بود. یک طرف علی امیرالمومنین بود. طرف دیگر عایشه ام المومنین.
مولا به او پرخاش کرد. خدا فرصتی به او داد .در صفین جبران کرد.
زمان یاری امام حسن علیه السلام دوباره لغزید.خواست جبران کند.
به ابا عبدالله نامه نوشت. همگان راتوصیه کرد:مبادا پسر پیامبر(ص) را تنها بگذارید.
اما وقتی حسین نائبش را فرستاد واو را امر به جهاد کرد گفت :منتظر خود امام می مانم.
کوفیان درتاریخ بی وفایی خود را به یادگار گذاشته اند.
ما ایرانی ها از تبار سلمانیم ، شرم دارد اگر راه سلیمان بن صرد را پیش بگیریم.
هرکه خواهد کوفی نمیرد باید بداند” تا حسین نرسیده است،ولی امر، مسلم است.”

لبیک یا خامنه ای



[ یکشنبه 91/2/24 ] [ 11:37 عصر ] [ الله اکبر خامنه ای رهبر ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 2
کل بازدیدها: 22729